/ 8 نظر / 14 بازدید
شیما

چی؟![عصبانی] گل و بوته های دانشگاهتونو به رخ ما می کشی که دلمونو بسوزونی بگی دانشگاه ما از این چیزا نداره؟![قهر] عنصر از خود بیگانه شده!!![شیطان] پی نوشت: علت عصبانیت :من امروز یک عدد توهین به دانشگاهمون رو شنیدم که یکی بهش می گفت این چه دانشگاهیه! عین خیابون ولیعصر کج شده می مونه!!!

zizo

این عکسا چیه عکسای خوابگاهو میذاشتی؟! کجایی بابا نمی خوای بیای؟ فاطمه بدجور دلش تنگ شده!!!! [نیشخند][نیشخند][نیشخند][زبان]

سلام پوران ممنون ومسرورم از حضورت در تنهایی من... نوشته هات آشناست وبوی صاحبدلی پیداست ... امیدوارم در ادامه راهت با دیدی باز وگسترده به آینده بنگری و همیشه راهی جز راه خدایی در پیش نداشته باشی... کویر رو دوست دارم به خاطر یکدستی و قناعتش... تا بعد...

فاطمه

سلام پوری جون [گل] ممنون از لطفت میشه واسه فاطمه هم یه وبلاگ بزنی تا هر از گاهی بهش سر بزنم؟ کتاباشم تمدید کردم. خیلی دعا کن واسم. the best regards[هورا][خنده]

بنده خدا

سلام پوران منو یاری کنید در این اندیشه ام یک کلمه آموختن از شما رو چشم به راهم کلمه ایی از شما برای من یک جهان معنیست نوشته ایی دیگر از من آماده است پا بگذارید بر روی دیده ام و مرا مدیون خود کنید در انتظار مانده ام... تا بعد...

من

سلام پوران خانم همونایی که شیما گفت[قهر] (دیدم بی نام زیاد شده من شدم[گل] )

هادی

با خواستگاری پسر نوح از دختر هابیل اپ هستم [زبان]