باز بوی ماه مهر....

من کلا اواخر شهریور و اواخر اسفند حس خوبی دارم شاید به خاطر نوستالژی بازی من مربوط به دوران مدرس و دانشگاه باشه ...

هر سال اول مهر خاص بوده، داشتم به پارسال فکر میکردم چه حال و هوایی

باید یک مهر پروپوزالم رو دفاع میکردم، یک هفته ای بود که تهران بودیم، کوثر کوچولو هنوز تو وجود من وول میخورد و اوضاع بدجوری بود. روز قبل از دفاع محمد مجبور شد برگرده یزد و من موندم و استرسو و کارای دفاع و تنهایی،  خدا روشکر به خوبی تموم شد هرچند تنها تلخی اون رو جاموندنم از پرواز بود ولی هنوز حال و هوای اون روز منو سرحال میکنه!

خدا رو شکر امسال اوضاع بهتره، هرچند دکتر مدام در حال تهدیده ولی بهتر از پارساله

/ 3 نظر / 10 بازدید
حانیه

خداروشکذ

محمد

همیشه برات آرزوی همه خوبی‌ها رو دارم

مریم

چقدر دیر دیر میای بانو؟